رواج زيادي يافت و در تعليم طب همان اثري را داشت كه ايساغوجي فرفوريوس در تعليم منطق.1 طبقهبندي جالينوسي ادامه يافت و تهذيب شد.
حنين كتابي نوشت در دستور زبان سرياني، موسوم به كتاب النُقَط (المميزه)، كه بخشي از آن به نحو اختصاص دارد؛ و رسالهٴ ديگري دربارهٴ مترادفات؛ همچنين قديمترين واژهنامهٴ سرياني را به نام شرح واژههاي يوناني به سرياني تأليف كرد.2
راجع به اسحاق بن حنين، ثابت بن قره، و يوسف خوري يادداشتهاي مرا در فقرهٴ د ببينيد.
حُبَيْش بن حسن
ملقب به اَعْسَم (كَجْ دست). خواهرزادهٴ حنين بن اسحاق. احتمالاً مانند وي در نيمهٴ دوم سدهٴ نهم در بغداد برآمد. شاگرد حنين و همكارش در ترجمهٴ آثار يوناني به سرياني و عربي. پزشك. ظاهراً بيشتر همّ خود را مصروف ترجمهٴ آثار جالينوس ساخت؛ حنين ترجمهٴ 3 اثر جالينوس را به سرياني و 35 اثر او را به عربي به نام حبيش ثبت كرده. كتابي در طب تأليف كرده به نام المسائل الطبية لحنين3. شهرت او تا حدودي تحتالشعاع آوازهٴ عمويش حنين قرار گرفته، در واقع، بسياري از ترجمههايش را به حنين نسبت دادهاند.
عيسي بن يحيي
عيسي بن يحيي بن ابراهيم از شاگردان نزديك حنين. آثار متعددي از جالينوس را ترجمه كرد، يكي به سرياني و بيست و چهار تا به عربي. ترجمههاي عربي او غالباً براساس ترجمههاي سرياني حنين بود. قسمتي از كتاب الادويهٴ اوريباسيوس را هم ترجمه كرد. برخي كتب طبي به او منسوب است.